رییس دیوانعالی کشور: شاخصهای «خلاف شرع بیّن» تعیین شود
شرع
خیلی از زنها فکر میکنند گرفتن حق طلاق، فقط یک امضا روی کاغذ است. اما وقتی پای دادگاه و مراحل قانونی به میان میآید، تازه میفهمند ماجرا آنقدرها ساده نیست و مسیری دشوار پیش روی آنها قرار دارد. اینجا است که سوال اصلی مطرح میشود، چرا با وجود همهی تغییرات اجتماعی و پیشرفت جایگاه زنان در جامعه، هنوز قوانین طلاق در ایران به زنها نگاهی نصفهنیمه دارد؟ انگار حق انتخاب برای پایان دادن به یک زندگی مشترک، امتیازی است که باید برای به دست آوردنش جنگید، نه یک حق انسانی اولیه.
برای فهمیدن عمق ماجرا، اول باید بدانیم «حق طلاق» در قانون ایران چه معنایی دارد. به زبان ساده، در قانون مدنی ما، اختیار پایان دادن به ازدواج به طور پیشفرض به مرد داده شده است. ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی به صراحت میگوید مرد میتواند هر زمان که بخواهد، همسرش را طلاق دهد. البته این کار نیازمند پرداخت تمام حقوق مالی زن (مانند مهریه، نفقه و اجرتالمثل) است، اما مرد برای این تصمیم به دلیل خاصی احتیاج ندارد.
در مقابل، زن چنین اختیاری ندارد. یک زن برای اینکه بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند، باید یکی از شرایط مشخص شده در قانون یا شروط ضمن عقد را اثبات کند. یعنی زن حتی برای رهایی از یک زندگی پر از عذاب، باید کلی مسیر پیچیده و فرسایشی را طی کند تا به قاضی ثابت کند که ادامه زندگی مشترک برایش غیر ممکن شده است. این تفاوت بزرگ، نقطه شروع تمام چالشها است.
اطراف موضوع طلاق برای زنان، همیشه پر از حرف و حدیث و باورهای نادرست است. بهتر است چند مورد از این شایعات را بررسی کنیم تا تصویر روشنتری به دست آوریم.
قانونگذار شرایطی را تحت عنوان «عسر و حرج» (سختی و مشقت شدید) پیشبینی کرده که اگر زن بتواند وجود آنها را در زندگیاش ثابت کند، دادگاه حکم طلاق را صادر خواهد کرد. اما اثبات این موارد در عمل بسیار دشوار است. در ادامه به چند مورد از مهمترین این شرایط اشاره میکنیم.
اگر شوهر به مدت شش ماه از پرداخت نفقه (هزینههای زندگی زن) خودداری کند، زن میتواند به دادگاه شکایت و درخواست طلاق کند. اما سختی کار کجاست؟ زن باید ثابت کند که شوهرش توانایی مالی برای پرداخت داشته ولی عمدا این کار را نکرده است. گاهی مردان با نشان دادن اینکه بیکار یا ورشکسته هستند، به سادگی از زیر بار این مسئولیت شانه خالی میکنند و اثبات خلاف آن برای زن دشوار میشود.
اعتیاد شدید شوهر به مواد مخدر یا الکل، به شرطی که به اساس زندگی خانوادگی آسیب بزند و امکان ادامه زندگی را از بین ببرد، یکی از دلایل طلاق است. بیماریهای صعبالعلاج و خطرناک مرد هم میتواند همین حکم را داشته باشد. مشکل اصلی اینجاست: اثبات! فرض کنید زنی میخواهد اعتیاد شوهرش را ثابت کند، اما هیچ مدرکی مثل گواهی کمپ یا نتیجه آزمایش ندارد. شهادت اطرافیان هم معمولا به دلیل ترس یا ملاحظات خانوادگی به سادگی به دست نمیآید.
ضرب و شتم، توهین و هرگونه رفتار ناشایست مستمر از سوی مرد، از دلایل محکم برای درخواست طلاق است. اما این مورد هم به شدت به مدرک وابسته است. زنی که مورد خشونت قرار گرفته، باید فورا به پزشکی قانونی مراجعه کند و گزارش بگیرد. خشونتهای کلامی و روانی که اثری از خود به جای نمیگذارند، به سختی در دادگاه قابل اثبات هستند و قاضی برای صدور حکم به چیزی فراتر از ادعای زن احتیاج دارد.
اگر مرد بدون دلیل موجه، خانه و زندگی را برای مدت طولانی (معمولا شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در یک سال) ترک کند، زن میتواند درخواست طلاق بدهد. اما اینجا هم کلمه مهم «بدون دلیل موجه» است. مرد ممکن است ادعا کند برای کار به شهر دیگری رفته یا به دلیل اختلاف موقتا خانه را ترک کرده است. اثبات اینکه این ترک زندگی از روی بیمسئولیتی بوده، بر عهده زن است.
یکی از راههایی که زن میتواند اختیار طلاق را به دست آورد، گرفتن «وکالت بلاعزل در طلاق» هنگام عقد است. این شرط به زن اجازه میدهد که هر زمان بخواهد، به وکالت از طرف شوهرش، خودش را مطلقه کند. این راهکار روی کاغذ عالی به نظر میرسد، اما در دنیای واقعی چطور؟
حقیقت این است که صحبت کردن از طلاق در مراسم شیرین عقد، برای بسیاری از خانوادهها یک تابو است. اما چند درصد از دخترها و خانوادههایشان موقع عقد جرأت میکنند این شرط را به صورت جدی مطالبه کنند؟ اغلب این درخواست را به فال بد میگیرند یا آن را نشانهی بیاعتمادی به داماد تلقی میکنند. فشارهای اجتماعی و فرهنگی باعث میشود بسیاری از زنان از این حق مسلم خود چشمپوشی کنند و بعدا در یک زندگی دشوار، حسرت آن را بخورند.
با تمام این توضیحات، میرسیم به سوال اصلی. چرا این حق تا این اندازه دور از دسترس به نظر میرسد؟ دلایل را میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد:
مسیر طلاق برای یک زن، مسیری پر از دردسر های قانونی و اداری است. بسیاری از زنان به دلیل ناآگاهی از قوانین، نداشتن توانایی در جمعآوری مدارک یا ندانستن نحوه صحبت در دادگاه، نمیتوانند حق خود را ثابت کنند. خیلی از زنها بدون وکیل وارد دادگاه میشوند و بعد از ماهها و گاهی سالها رفتوآمد، خسته و دستخالی برمیگردند.
اینجاست که حضور یک وکیل متخصص اهمیت پیدا میکند. یک وکیل خوب میداند که برای اثبات هر کدام از شرایط طلاق، به چه مدارکی احتیاج است، چگونه باید لایحه نوشت و در دادگاه چه دفاعیهای را مطرح کرد. کمک گرفتن از یک وکیل آنلاین متخصص در امور خانواده میتواند از همان ابتدا مسیر درست را به شما نشان دهد و از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری کند. وکیل، صدای رسای شما در دادگاه خواهد بود.
در پایان باید گفت حق طلاق زن در ایران وجود دارد، اما محدود و مشروط است. این حق بیشتر شبیه یک امتیاز نیمبند است تا یک حق واقعی و برابر. تا زمانی که اختیار مطلق طلاق در دست مرد باشد و زن برای جدایی مجبور به اثبات سختی و مشقت باشد، این مسیر برای زنان همچنان دشوار باقی میماند. وکالت در طلاق یک راهکار است، اما به دلیل موانع فرهنگی، برای همه در دسترس نیست.
اگر شما هم فکر میکنید وقت آن رسیده که زنها حق واقعی خودشان را بشناسند و برای آن بجنگند، قبل از هر تصمیم عجولانهای، با یک وکیل متخصص و دلسوز مشورت کنید. آگاهی، اولین و مهمترین قدم برای رسیدن به حق است.